تبليغاتX
اندیشه هایی که به دریا پیوست - نگاهی کلی به زندگانی صمد بهرنگی
وبلاگی در مورد صمد بهرنگی

صمد یک معلم حقیقی و یک متفکر تربیتی برجسته ای بود که مسائل آموزش عمومی را نه از دید جناح ها و محافل استعماری و ارتجاعی، بلکه از نقطه نظر منافع طبقات محروم و ستمدیده، مورد بررسی قرار میداد. نوشته بهرنگی تحت عنوان “کندوکاو در مسائل تربیتی ایران” یکی از بهترین کتابهای انتقادی است که در زمینه فرهنگ عمومی نوشته شده است.در کتاب” کندوکاو در.”، بهرنگی سیستم ارتجاعی- استعماری آموزش عمومی را مورد انتقاد موشکافانه قرار داده و ضعفها و کاستی های آنرا، نقادانه باز گو میکند. در این جزوه، بهرنگی، در مخالفت با کتابهای مربیان آمریکائی که در دانشسراها تدریس میشد، چنین میگوید:”در این کتابها، هیچ حرفی در میان نبود که ما را به روستائی خواهند فرستاد که در یک اطاق برای سه کلاس و چهار کلاس و پنجاه، شصت شاگرد درس بگوئیم. از دانشسرا که در آمدم بروستا رفتم. یکباره دریافتم که تمام تعلیمات مربیان دانشسرا کشک بوده، همه اش را بباد فراموشی سپردم و فهمیدم که باید خودم فوت وفن معلمی را پیدا کنم و چنین نیز شد. آنهائیکه کتابهای دانشسرای مرا نوشته بودند و آنهائیکه چنان کتابهائی را تدریس میکردند،خبری از محیط کار من نداشتند. در ۹۹٪ مدرسه های ایران، مساله هائی از آنگونه که در ترجمه کتابهای آمریکائی میخوانیم، مطرح نیست.

صمد بمثابه روشنفکری متعهد، نویسنده ای توده ای و انقلابی که هنر و استعداش را به سلاحی جهت رهائی زحمتکشان از چنگ ظلم و استثمار مبدل ساخته بود،همواره به زبان غنی عموم حرف می زد و سخت علاقه داشت،نوشته ها و آثار هنریش برای توده های محروم و زحمتکش، از روستائیان آذربایجان گرفته تا کارگران پارچه باف و نخریس اصفهان، قابل فهم باشد. صمد عمیقا بقدرت ابتکار اقشار ستمدیده ایمان داشت و معتقد بود بدون شرکت فعال و آگاهانه زحمتکشان شهر و ده در مبارزات اجتماعی، کوچکترین امیدی به رهائی از چنگ امپریالسم و ارتجاع و ایجاد جامعه ای عاری از ستم و استثمار نمیتواند وجود داشته باشد. بهرنگی توده های زحمتکش را سازندگان حقیقی تاریخ بشمار میاورد. او معتقد بود اگر توده ها به حرکت نیایند، تلاشها و جانفشانیهای روشنفکران انقلابی، نتیجه ای نخواهد داد.

وی هیچگاه از حق خواهی و اعتراض خسته نمی شد و در جریان اعتصابات و نیز یاد کرد روز معلم و تجلیل از دکتر خان علی ، در سال های بعد شرکت فعال داشت . به همین مناسبت اعلامیه های به این مضمون داشت که " روز شهادت خان علی معلم بزرگ ، یاد آور اعتصاب بزرگ معلمان کشور و اعتراض آنها علیه جور و بیداد حکومت هاست ... روز معلم بر شما مبارک باد از معلم شجاع دکتر خان علی یاد بگیرید ، حقتان را به خواهید و ... ".

ساده نویسی بهرنگی وتلاش وی جهت یافتن سوژه های بکر و مناسب برای قصه هایش، از عشق و علاقه عمیق وی به توده های محروم وستمدیده و از عزم راسخش در پراکندن تخم آگاهی در بین مردم زحمتکش، سرچشمه میگرفت. هدف والای صمد، تربیت انقلابی مردم وتدارک زمینه برای تحولات عظیم اجتماعی بود. کلیه آثار صمد بهرنگی، از داستان کودکان گرفته تا مقالات فلسفی، بزبان بسیار ساده ای نوشته شده است تا مردم کوچه و بازار، این نوشته ها را خوانده واز حقایق تلخ اجتماعی، آگاهی پیدا کنند. صمد اعتقاد داشت اگر نویسنده ای برای عموم مطلب مینویسد، باید نوشته اش ساده وعامه فهم باشد تا عوام را برانگیخته و آنها رابحرکت در آورد. در مقاله “نظری به ادبیات امروز” که صمد در آن “عزاداران بیل ” غلامحسین ساعدی، نویسنده و نمایشنامه نویس معاصر را مورد بررسی قرار میدهد، چنین گفته میشود:” من نمیدانم که اگر مردم عادی با سواد ازقصد نویسنده آگاه نشوند یا بسختی آگاه شوند برای نویسنده حسن است یا عیب. اما همینقدر میدانم که اگر معتقد به هنر برای اجتماع باشیم و قبول کنیم که قسمت بزرگ اجتماع را مردم عادی تشکیل میدهند، نمیتوان آنها را نادیده گرفت والسلام.”

صمد در زندگی کوتاه پر ثمرش، در تمام فعالیتهای فرهنگی، ادبی، اجتماعی و سیاسی خود و در نوشته ها و کتابها و تحقیقات اجتماعیش، همواره یار محرومان و زحمتکشان ودشمن بی امان مرتجعین، مفت خوران وانگلهای اجتماعی بود. صمد نسبت بقدرتهای استعماری وطبقات استثمارگر، عمیقا احساس کینه وتنفر میکرد و میکوشید در نوشته های انقلابی خود، این کینه و تنفر بدشمنان بشریت رابه توده های محروم و زحمتکش، منتقل سازد.

صمد، از روزی که در عنفوان جوانی بعنوان معلم روستاها روانه دهات آذربایجان گردید وتا لحظه ای که در شهریور۱۳۴۷، بدست رژیم آزادی کش شاه، کشته شد، ۱۱ سال تمام درس داد، نوشت، مبارزه وتلاش نمود، در پیوند کامل با زحمتکشان به روشنگری پرداخت، تحقیقات تاریخی انجام داد و در راه ترویج و اشاعه زبان و آداب و رسوم و سنتهای خلق تحت ستم خود، ازآنجمله جمع آوری فولکلورغنی آذربایجان، از هیچ کوششی فروگزاری نکرد. این انسان آزاد اندیش و پرکار، لحظه ای از کار و فعالیت در راه رهائی زحمتکشان از یوغ ظلم و استثمار باز نایستاد. از اقشار مردم ستمدیده ومحروم یاد گرفت و معلم آن ها شد و اینک طنین فریادش همه جا هست. در مدارس، در دانشگاهها، در روستاها و کارگاههای فرشبافی، همه جا نام صمد بلند آوازه است و همه جا نوشته های پرارزش صمد دست بدست میگردد و داستانها و طنزهای اجتماعیش همیشه بیرحم و سرسخت، مفاسد اجتماعی را مورد انتقاد قرار داده و به تمام انسان های آزادیخواه، راه رهائی و رستگاری را نشان میدهد.

صمد، نویسنده ای بس با استعداد و متفکری بس شگرف اندیش بود. صمد در زمینه داستان نویسی در ایران فصل نوینی گشود. داستانهائی که وی برای کودکان نوشت، مضامینی بس بکر و پر معنی دارد. از صمد در زمینه داستان کودکان، تعلیم وتربیت، فولکلور، تحقیقات اجتماعی، زبانشناسی، علم تاریخ و آثاری بیادگار مانده که در شمار بهترین آثار ادبی تاریخ معاصر ایران میباشد. در داستانهائی که صمد برای کودکان نوشته است، محرومیتهای توده ها و ظلم و استثماری که کارگران و زحمتکشان در معرض آن قرار دارند، با قلمی موشکاف بررسی گردیده است.

این یک امر مسلم است که در جوامع طبقاتی، منافع طبقاتی مختلفی وجود دارد و نویسندگان و هنرمندان نیز دارای دیدگاههای طبقاتی متضادی هستند. نویسندگان، شعرا و هنرمندانی وجود دارند که بارشته های مرئی و نامرئی بطبقات استثمارگر حاکم وابسته بوده و پدیده های هنری آنها مسقیما و یا بطور غیر مستقیم در خدمت همین طبقات میباشد. صمد بهرنگی، مخالف سرسخت هنرمندان و نویسندگانی است که هنر و استعداد خود را به استعمارگران و مرتجعین فروخته و با تبلیغ و اشاعه ارزشهای استعماری و ارتجاعی میکوشند توده های تحت ستم را از مبارزه در راه واژگون ساختن کاخهای ظلم و استثمار، باز دارند. در مقاله “ادبیات کودکان”، صمد بهرنگی، یمینی شریف داستان نویس کودکان را که برای بچه های طبقات مرفه قصه مینویسد، به باد حمله گرفته و تبلیغ “محبت و نوعدوستی و قناعت و تواضع” از جانب نویسندگانی نظیر وی را، شدیدا محکوم میکند. “تبلیغ اطاعت و نوعدوستی صرف از جانب کسانیکه کفه ترازو مال آنهاست، البته غیر منتظره نیست. اما برای صاحبان کفه سبک ترازو هم، ارزشی ندارد. وصفی که آقای یمینی در اثر! خود از” بچه بد” و”لولو”میکند، درست وصف میلیونها بچه فقیر و کارگر قالیباف و لگرد ماست. ایشان خیال میکنند، بچه های ایران و حتی دنیا مثل آن چند بچه تی تیش مامانی دور و برشان هستند با موهای روغن زده و شانه خورده که اتوی شلوارکوتاهشان خیار تر را بدو نیم میکند و هرگز درملاء عام، فحش از دهنشان شنیده نمیشود و داد و بیداد نمیزنند توی خاکروبه ها نمی لولند و صبح تا شام توی خیابانها و رستوران، بلیط بخت آزمائی نمیفروشند و چوب رختی و روپوش لباس و آب یخ و غیره هم دوره نمیگردانند و در زیر زمینهای نموروتاریک هم قالی نمیبافندو بس نیست؟ اینهمه بچه که صبح تا شام در کوره تجربه های تلخ زندگی میپزند و جزغاله میشوند، بنظر آقای یمینی بچه های بدی هستند، اما آن چند بچه ای که هنرشان فقط داد نزدن و فحش ندادن و تر وتمیزبودن وبا قاشق و چنگال غذا خوردن و اطاعت از پدر و مادراست، بچه های خوب و نمونه اند.”

برخلاف یمینی شریفها، بهرنگی نویسنده و معلم طبقات محروم وستمدیده است. صمد از زبان کارگران و دیگر زحمتکشان شهر و ده سخن میگوید و در نوشته های خود دردها وآرزوهای آنها را منعکس میسازد. قهرمانان داستانهای صمد، همه از طبقات محروم وستمکش جامعه هستند. در داستانهای بهرنگی، کارگران قالیباف، روستائیان زحمتکش، اطفال آواره وبی پناه و همه انسانهای ستمدیده و محرومیکه قربانی ظلم واستثمار سرمایه داران و زمینداران بیرحم شده اند و بوجود آورنده تمام نعمتهای جهان هستند، درلباس فاخر، ظاهر میشوند. قصه های بهرنگی این نوید را با خود همراه دارد که آینده از آن استثمارگران و ستمکاران نخواهد بود و به توده های محروم و ستمدیده، به کارگران ودیگر زحمتکشان، تعلق خواهد داشت. داستانهای بهرنگی، پیام آور امید به آینده و پیروزی نهائی بشریت مظلوم است. در داستانهای بهرنگی، کارخانه داران خونخوار، فئودالهای ستمگر، شاهان ، امیران و..همه در قیافه های کریه و زشت ظاهر میشوند که کاری جز مفتخوری، ستمگری و مکیدن خون زحمتکشان ندارند و تنها با واژگونی کاخهای ظلم و بیداد آنها بدست توده های محروم است که دنیای زیبای فردا چهره پرفروغ خود را نشان خواهد داد.

صمد عقیده داشت که در داستان کودکان باید حس کینه بدشمنان خلق، راه باز کند. نویسندگان و هنرمندان متعلق بطبقات استثمارگر حاکم، همواره مبلغ محبت و عشق و نوعدوستی صرف بوده و از مردم عادی میخواهند که ستمگران و استثمارگران را دوست داشته باشند و در جهت کسب حقوق پایمال شده خود، بمبارزه قهر آمیز متوسل نشوند. اما، کودک باید از حقایق جامعه و محیط زندگی خود با خبر شده و نسبت بدشمنان طبقاتی و غارتگران هستی توده ها، احساس کینه و تنفر کند. کینه طبقاتی باید در ادبیات کودکان جای عشق و محبت صرف را بگیرد. “ادبیات کودکان نباید تنها مبلغ محبت ونوعدوستی و قناعت و تواضع از نوع اخلاق مسیحیت باشد. باید به بچه ها گفت که به هرآنچه وهر که ضد بشری و غیر انسانی و سد راه تکامل تاریخی جامعه است، کینه بورزد و این کینه باید در ادبیات کودکان راه باز کند. آیا میتوان نسبت به آن مرد هم که بدستورش بمب بر سر مردم ریخته میشود، مهربان بود؟ آیا میشود بجلادان هیتلری که کارشان شکنجه آزادیخواهان بود، مهربانی کرد؟ نه! باید بدشمنان خلق کینه ورزید. باید محبت و دوستی بطبقات محروم، همراه با کینه وتنفر بی پایان به دشمنان خلق باشد که مسبب اصلی تمام تیره روزیهای زحمتکشان میباشند. “صمد در عین حال که نسبت بدشمنان رهائی بشریت و استثمارگران و ستمکاران، احساس خشم و کینه میکند، عمیقا بتوده های محروم وستمدیده و کودکان متعلق به خانواده های فقیر و زحمتکش عشق میورزد. نمونه های برجسته ای از عشق سرشارصمد به توده های زحمتکش و تهیدست وکینه عمیق وی به ستمگران اجتماعی را در داستانهای “۲۴ ساعت در خواب و بیداری”و” پسرک لبو فروش”، میتوان بروشنی مشاهده کرد.

صمد مبلغ مبارزه و امید به آینده است. این پیکار جوئی و امید سرشار را میتوان در لابلای کلیه قصه های صمد و از آنجمله در “ماهی سیاه کوچولو”، ” یک هلو، هزار هلو” و” ۲۴ ساعت در خواب و بیداری “مشاهده کرد. در مقالات پراکنده و قصه های بهرنگی، چیزی جز مبارزه علیه نابرابریها، تلاش در راه آینده، عشق به زندگی و ایمان به پیروزی نهائی بشریت مترقی، وجود ندارد. “ماهی سیاه کوچولو” داستان انسانهای مبارز و بپاخاسته ای است که نمیخواهند در مقابل استثمارگران و ستمگران، سکوت اختیار کرده و با ننگ وخاری زندگی کنند. داستان پر شور نسلی است که بپا میخیزد و درفش مبارزه آشتی ناپذیر را برافراشته نگه میدارد. نسلی است که میکوشد در تاریکی استبداد و بیدادگری، راهی به روشنائی باز کند. ماهی سیاه کوچولو نمیخواهد مثل پدر ومادرش بزندگی یکنواخت وآرام ادامه داده و بگندد. او میخواهد دل بدریا زده و محدوده محیط را بشکافد و نقبی بسوی روشنائی بزند. ماهی سیاه کوچولو بمادرش گفت: “میخواهم بروم ببینم آخر جویبار کجاست میدانی مادر، من ماههاست تو این فکرم که آخر جویبار کجاست دلم میخواهد بدانم جاهای دیگرچه خبرهائی است. “درتمام داستانهای بهرنگی تلاش و پیش رفتن، از سختیها نهراسیدن، در مقابل توطئه های دشمنان هوشیاری نشان دادن، دشمنان درنده خوی بشریت را بمبارزه طلبیدن، توده ها را برانگیختن و مبارزه را تا آخر پیش بردن، بطور روشنی بچشم میخورد.

گرچه دشمن کینه توز کوشید با کشتن صمد، فریاد وی را در گلو خفه ساخته، خود را از چنگ قلم آتشین اوبرهاند، اما مرگ صمد، خود، زندگی تازه ای بود و امروز صمد در قلب همه کارگران و زحمتکشان، زنده است و به اقشار ستمدیده، الهام میدهد که با امید به آینده،       بی هراس از سختی ها مبارزه را همچنان ادامه دهند و با تکیه به نیروی لایزال خود، جامعه ای آزاد ازستم و استثمار، بوجود بیاورند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 18:16  توسط امیر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام.کار بر گرامی این وبلاگ جهت ترویج افکار صمد بهرنگی ایجاد شده است.خواهشمندجهت کیفیت بهتر وبلاگ نظرات خود را به ما انتقال دهید.
با تشکر.

غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است. به هیچ جا راه نمی برد. اما نباید ایستاد. این که می دانیم نخواهیم رسید: نباید ایستاد.((صمد بهرنگی))

نوشته های پیشین
مرداد 1388
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آرشیو موضوعی
بیوگرافی
آثار
اندیشه ها
بهرنگي از ديدگاه بزرگان
در مور مرگ صمد بهرنگي
پیوندها
انتقاد سازنده
سایت اختصاصی اکبر اعلمی
آریاگان
یادداشت های یک داور فوتبال
سایت مهندسی برق ایران
کیمیای مهر
جنگ و صلح
اسرائیل و جنایت قرن
مصلوب
فریاد عدالت
سایت راز دانش





Powered by WebGozar

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب